زنان افغانستان: کافی است انسان خوانده شویم

zan2

خدیجه، سیساله، معلم سابق 

روز زن برای من مفهوم خاصی ندارد. سابق‌ از طریق تلویزیون می‌فهمیدیم‌ که کدام روز روز جهانی زن است، ولی حالا تلویزیون هم نداریم. روز معلم را در مکتب تجلیل کردیم، ولی روز زن چون در زمستان است، ما در خانه می‌باشیم کسی به این‌طور روزها ارزش نمی‌دهد، حتا خودم هم این روز را چندان مهم نمی‌دانم، چون اینقدر جنجال هایم زیاد است که هیچ وقت فکر کردن به خودم، به‌خصوص روز ما زنان، نمی‌کنم. من چهار کودک دارم باید از آنها مواظبت کنم، به دَه گلۀ گوسفند رسیدگي کنم، نان پخته کنم و غذا برای اعضای خانواده تهیه نمایم و خانه را پاک‌کاري کنم. وقتی کارم تمام می‌شود، نیمه‌شب می‌باشد. صبح قبل از ساعت چهار از خواب بیدار می‌شوم و برای وضو و نماز آب گرم تهیه می‌کنم. حتا وقتی که به مکتب می‌رفتم هم همین کارها را می‌کردم. خسته از کار برمی‌گشتم و به پاک‌کاري خانه می‌پرداختم.‌ ولی از وقتی که طالبان آمدند و مکاتب دخترانه بسته شد، من هم خانه‌نشین شدم. زندگي ما زنان افغان به این خلاصه می‌شود، کسی برایم ارزش قائل نیست، که تحفه و گل بدهد. همین که توهینم نکنند کافی است. 

نسل‌نسل ما رنج‌دیده هستیم. قصۀ مادرکلانم را که شنیدم و اینکه چقدر درد کشیده و خشونت دیده، شوکه شدم. یا خواهرم وقتی می‌بینمش چقدر از سوی خانوادۀ شوهرش لت‌و‌کوب می‌شود و هر بار صورت و بدنش کبود است، قلبم درد می‌کشد. برای این زنان هشت مارچ و روز جهانی زن مفهومی ندار‌د. این روز وقتی می‌تواند معنا پیدا کند‌ که زمینۀ پیشرفت و تحصیل برای زنان مهیا شود. 

از زنان جهان می‌خواهم کمی به ما توجه کنند و همه را از چشم چند زن که در شهر زندگي می‌کردند و حالا خارج رفته‌اند، نبینند؛ ما درد می‌کشیم. روزگار ما سیاه است. من خانه‌نشین شده‌ام. آنها اگر آنها بخواهند و به طالبان فشار بیاورند می‌توانند دختران را به مکتب بفرستند و معلمین دوباره سر کار خود برگردند. معاشم قطع شده و شوهرم کار ندارد. کودکانم لباس برای پوشیدن ندارند. زمستان سختی را سپري کردیم. اولادم مریض بودند و پول دوا نداشتم که برای‌شان بدهم. اگر به کار می‌رفتم و درامد داشتم، به این روز نمی‌افتادیم. به ما روز زن را تبریکي نگویند، عملاً کار کنند و ما را به فراموشي نسپارند. 

زرمینه، هفتادساله، خانهدار        

این بار اول است‌ که می‌شنوم؛ زن‌ها کدام روزی دارند. من که تا حال در این مورد چیزی نشنیده بودم. موهایم در جنگ سفید شد و در همین حالت می‌میریم.  سه خواهر داشتم. مادرم با کسی دیگر‌ فرار کرد و رفت. پدرم فلج بود. در یازده‌‌سالگي عروسي کردم. شوهرم هر روز به این بهانه که چرا نمی‌توانم وظایف یک زن را ادا کنم، مرا لت‌و‌کوب می‌کرد. وقتی که نزد پدرم رفتم و شکایت کردم، او به چایجوش آب داغ اشاره کرد و گفت این آب داغ را بگیر و به سرم بریز تا کمی از گناهم پاک شود. در حقت ظلم کرده‌ام، ولی حالا باید بسوزي و بسازي، چارۀ دیگری نیست. پدرم با شوهرم صحبت کرده بود‌ که با دخترش بد‌رفتاری نکند. شوهرم وقتی به خانه آمد، مرا در طویله‌خانه بسته کرد و با میخی که با آن ریسمان اسب را بسته می‌کرد، زد. بدنم کبود شده بود. باز بالایم خط بینی کشید تا دیگر نزد پدرم نروم و شکایت نکنم. من توبه کردم که دیگر شکایت نمی‌کنم. در سیزده‌‌سالگي صاحب فرزند شدم. نمی‌فهمیدم که چطوري از او مواظبت کنم. او که گریه می‌کرد، من هم گریه می‌کردم. دو خواهر دیگرم هم همین‌طور به جاهایی ازدواج کردند‌ که تا این دم از آنها خبری نداریم. گم‌و‌گور شدند. من هر روز به بهانه‌های مختلف و به جرم زن بودنم شکنجه شده‌ام و تحمل کرده‌ام. 

من از زنان دیگر می‌خواهم خوب بپوشند، خوب بگردند و بلند‌بلند بخندند. ما در فقر زندگي کردیم. لباس نو نداشتیم. به‌حدی یک لباس را می‌پوشیدیم‌ که پاره می‌شد. بعد با تکه‌های مختلفی که پیدا می‌کردیم، آن را پیوند می‌زدیم. لباس‌ها با این پیوند زدن تکه‌های کوچک خیلی سنگین می‌شدند. تا به‌خاطر کدام مسئله می‌خندید‌م، شوهرم می‌گفت نخند، زن با‌حیا نمی‌خندد. این‌طوری بود‌ که به نخندیدن عادت کرده بودم. از خانه که به هیچ‌وجه بیرون شده نمی‌توانستیم. در خانه زندانی بودم‌ تا که شوهرم مُرد و فرزندانم کلان شدند.  

روزی که غم نان و غم جان را نداشته باشیم، همان روز روز زن است. چه کنیم که جهان در کدام ماه تجلیل می‌کند، مگر برای جهان فرق دارد‌ که ما چه می‌کشیم؟ حالا فرزندانم ازدواج کرده‌اند. نواسه‌دار شد‌م و هنوز هم به‌خاطر آنها پریشانم. کاروبار نیست، حتا نمی‌توانند مصارف اولیۀ خانواده را تأمین کنند. مگر در این زندگي وقت و حوصله‌ای برای فکر کردن در مورد خود را داریم؟ هنوز هم توقع‌تان این است که زنی مثل من باید بداند که روز جهانی زن چیست؟ 

سمیرا، شانزدهساله، دانشآموز 

من صنف دهم مکتب در ولایت غور، شهر فیروز کوه بودم‌ که طالبان آمدند و مکاتب ما را بستند. اگر مکاتب بسته نمی‌بود، حالا من هم فارغ‌التحصیل شده بودم. قبلاً که حالات خوب بود، شاید‌ روز جهانی زن معنایی داشت. به‌خاطر احترام گذاشتن به حقوق زنان از آن تجلیل می‌شد، ولی فعلاً برای من معنایی ندارد؛ ما در زندان خانگی به‌سر می‌بریم. از تمام حقوق و آزادي‌ها محروم هستیم. من به‌عنوان یک دانش‌آموز حتا از تجلیل این روز در جهان متأثر می‌شوم، می‌بینم که در بقیۀ جهان برای زنان ارج می‌گزارند، ولی ما به تعلیم دسترسی نداریم، حق گشت‌و‌گذار نداریم. این بی‌نهایت دردناک است. به این می‌ماند‌ که پرنده‌ای داخل قفس شاهد پرواز پرنده‌های دیگر در آسمان باشد.  

با این حال جهان با ما چه می‌کند؟ آنها تلاش دارند‌ راه‌های جایگزینی برای تعلیم ما پیدا کنند. مراکز حرفوي و کورس‌های آنلاین برای ما برگزار می‌کنند. من دختری هستم‌ که مبایل ندارم و چطور می‌توانیم آنلاین درس بخوانم؟ دختران روستایی به ابتدایی‌ترین لوازم نیاز دسترسی ندارند، چه برسد به اینکه مبایل داشته باشد. ما پول انترنت را از کجا کنیم؟ از این مشکل هم که بگذریم، مگر کورس و مکتب آنلاین می‌تواند جایگزین مکتب حضوری شود؛ نمی‌شود. به هیچ‌وجه این تلاش‌ها نتیجه نمی‌دهد. ما راه‌حل موقتی نمی‌خواهیم. مکتب داریم، معلم داریم؛ باید تلاش شود‌ که مکاتب بازگشایی شوند. 

من از زنان جهان می‌خواهم‌ که در همین روز هشتم مارچ همبستگي خود را با ما اعلام کنند و برای دختران دانش‌آموز افغان صدا بلند کنند. ما در داخل افغانستان به‌خاطر امنیت خود و خانوادۀ خود سکوت کرده‌ایم. صدای خود را بلند کرده نمی‌توانیم، ولی آنها می‌توانند درد مارا حس کنند و از طریق داخواهي و حمایت‌شان، از جامعۀ جهانی بخواهند که با طالبان صحبت کنند و مکاتب را باز کنند. من نزدیک به دو سال می‌شود‌ که درس نخوانده‌ام. واقعاً می‌خواهم به مکتب برگردم. 

بهار، نوزدهساله، قابله   

به‌نظر من روز جهانی زن برای کشورهایی که در آنجا زن آزادي و استقلال دارد، معنا دارد، ولی در افغانستان در این حالتی که ما هستیم، مجبور هستیم به‌جای روز جهانی زن و ارج‌گزاری به مقام زن،‌ روز زندانی شدن زنان افغان را تجلیل کنیم. در افغانستان هیچ زنی حق زندگي ندارد. ما به جرم زن بودن محکوم به مرگ هستیم. من قابله هستم. مدت دو سال در روستا به زنان دیگر کمک کردم. مشوره دادم و خدمات عرضه کردم. دیدم چه بر سر زن می‌گذرد. وقتی یک زن نمی‌تواند تعداد ولادت‌های خود را تعیین کند، پس روز زن‌ چه معنایی می‌تواند داشته باشد؟  

من یادم است، یکي از زنانی که به‌خاطر ضعف بدنی نمی‌توانست درست سرپا بماند، به من مراجعه کرد و گفت :داکتر صاحب‌ رگ‌رگ وجودم درد می‌کند. استخوان‌هایم انگار شکسته‌اند. می‌خواهم برایم راه‌حل نشان دهید. گفتم: چند اولاد دارید؟ پاسخ داد دَه اولاد دارم. پرسیدم: باز هم قصد تولد طفل دارید؟ گفت: نمی‌دانم، ولی تا حال سه پسر به دنیا آورده‌ام و بقیه دختر هستند.‌ گفتم: ‌دختر و پسر بودنش فرقی ندارد، همین‌که فرزند به دنیا می‌آوري، بدنت روز‌به‌روز ضعیف‌تر می‌شود و ویتامین‌ها و منرال‌های مهم در بدن کم می‌شود.‌ پرسید: اگر دیگر طفل به‌دنیا نیاورم، درد کمر و پاهایم کم می‌شود؟‌ جواب دادم: شاید کاملاً خوب نشود، ولی کمک می‌کند؛ اگر می‌خواهي و شوهرت راضي است، من برایت دوا می‌نویسم از کلنیک بگیر و آن را استفاده کن. 

من آن روز برای آن زن دوا نوشتم و او خیلی تشکر‌ کرد. بعداً شوهر طالبِ او دوای ضد‌بارداري را نزد او دیده بود و او را لت‌و‌کوب کرده بود. در حالی که دیگر آن زن را ندیده‌ام، ولی نمی‌دانم چطور شوهرش شمارۀ تماس من را یافته بود و از پشت گوشي تهدیدم می‌کرد، که گویا به‌خواست غربي‌ها نسل مسلمان‌ها را کم می‌کنم. 

با این حال هیچ زنی نمی‌تواند به خود فکر کند. این زنان و حتا من که تهدید می‌شوم، راهی نداریم که از این واقعیت بگوییم. ما که در درون افغانستان هستیم، نمی‌توانیم صدا بلند کنیم، ولی زنان جهان و زنان افغانستان در خارج از کشور ‌می‌توانند صدا بلند کنند. آنها باید کنار ما بایستند. ما کمک مواد خوراکه نمی‌خواهیم، راه‌حل موقتی را نیاز نداریم؛ می‌خواهیم سرنوشت ما‌ تغییر کند و یک زندگي به‌دور از اسارت طالبان بسازیم. ما حق زندگي خودمان را می‌خواهیم. ما می‌خواهیم انسان خوانده شویم.  

گزارش : زن تایمز

8 مارچ 2023

 

در خانه بر زنان افغانستان چه می‌گذرد؟

 

Zan

متین مهراب و فرشته غنی  

چهار ماه قبل از آمدن طالبان، گلنار* با مادر و خواهرش در یک خانۀ کرایه در هرات زندگی می‌کردند. مادرش ‌دست‌فروشی می‌کرد و از این طریق مصارف خانوادۀ سه‌نفری‌شان را می‌پرداخت. اما از زمانی که طالبان ولسوالی‌ها‌ را ‌پی‌در‌پی تصرف می‌کردند، مادر گلنار نگران آیندۀ دو دخترش بود. گلنار ۱۸ ساله بود و مادرش نگران بود که مبادا طالبان دخترش را به‌زور ببرند. دقیقاً در همین زمان خانوادۀ فواد* ۲۲ ساله که از طریق یکی از همسایه‌های گلنار معرفی شده بود، به خواستگاری او آمدند. مادر گلنار که ازدواج او را راه‌حل می‌دید، با خوشحالی این پیوند را پذیرفت.  

گلنار در مصاحبۀ تلفنی به زن‌تایمز می‌گوید که روزهای سیاه او بعد از این پیوند رقم خورد. بیشتر از یک سال از ازدواجش گذشته بود که  پدر شوهرش از او خواست با مهمان‌شان همبستر شود. گلنار با شنیدن این حرف شوکه شد و موضوع را با شوهرش در میان گذاشت. او انتظار داشت‌ که فؤاد از او حمایت کند و برای نگه داشتن عفت و آبرویش با پدرش برخورد جدي داشته باشد، اما همسرش نیز از او خواست که به درخواست پدرش تن دهد. 

وقتی گلنار در مقابل خواسته‌های شوهر و پدر شوهرش ایستادگي کرد، آنها او را شکنجه کرده و به‌زور شلاق به‌داخل اتاق آن مرد بُردند. بعد از اینکه بر گلنار در خانۀ شوهرش تجاوز صورت گرفت، شوهرش با تهدید و اخطار او را مجبور به ادامه دادن این کار کرد. گلنار با گلوی پر از بغض در صحبت با زن‌تایمز می‌گوید: «برایم گفت، اگر قبول نکني، به همۀ مردم می‌گویم که تو یک زن بدکاره هستی و طالبان ترا سنگسار خواهد کرد.» 

او می‌گوید که در مدت پنج ماه گذشته با ده‌ها مرد در اتاق خود‌ همبستر شده است و این رابطه با ضرب و شتم نیز همراه بوده است. گلنار می‌گوید چون راه گریزی ندارد، بارها به خودکشي فکر کرده است: «از خودم و همۀ انسان‌ها متنفرم، منتظر روزی هستم که بمیرم.» 

با قدرت‌گیری دوبارۀ طالبان در افغانستان، این گروه وزارت امور زنان، کمیسیون حقوق بشر افغانستان و دیگر سیستم‌های حمایتی محدود، از جمله خانه‌های امن، را لغو کردند. اکنون زنانی چون گلنار در چهاردیواری خانه محدود شده‌اند و راه گریزی برای خود نمی‌بینند. بر اساس گزارش کمیسیون حقوق‌بشر افغانستان در سال ۲۰۲۰، ۹۵.۸ درصد خشونت علیه زنان در خانه به‌وقوع پیوسته بود، خشونت با زنان در درون خانواده از رایج‌ترین انواع خشونت‌ها شناخته شده بود و محیط خانه، ناامن‌ترین جای برای زنان در افغانستان ارزیابی شده بود.  

اکنون، در نبود هر‌گونه نهادهای مسئول نظارتی و حمایتی، چهارچوب قانونی عادلانه و سیستم محافظتی، بر زنان افغانستان در خانه‌ها چه می‌گذرد؟  

برای پاسخ دادن به این پرسش، زن‌تایمز با سیزده زن در‌ هفت ‌ولایت صحبت کرده است که می‌گویند انواع خشونت را در خانه‌های‌شان تجربه کرده‌اند و عاملان آن اعضای درجه‌یک خانواده‌‌های‌‌شان بوده‌اند. این زنان می‌گویند که آنها همزمان خشونت فزیکی، جنسی، زبانی و روانی را تجربه کرده‌اند. اکثریت این زنان به مرگ به‌عنوان یک راه‌حل برای پایان دادن به خشونت علیه خود‌ فکر می‌کنند. 

از این میان سه زن در ولایت هرات، سه زن در لغمان، دو زن در بامیان، دو زن در قندهار، یک زن در غور، یک زن در سمنگان و یک زن در جوزجان از شرایط دشوار و تجربۀ انواع خشونت در خانه‌های‌شان سخن گفته‌اند. 

رقیه*، ۲۸ ساله، یکی از این زنان است که می‌خواست با استفاده از حق قانونی خود، طلاق بگیرد و از خشونت خانگی توسط شوهر و همسر اولش بگریزد. او درخواستش را در ریاست امور زنان در ولایت سمنگان ثبت کرد. این اداره نیز برای تحقیق بیشتر شوهرش او را جلب کرد‌. شوهر فقط یک بار در جلسۀ ریاست امور زنان حضور یافت و با طلاق موافقت نکرد. جلسۀ دادگاه خانوادۀ رقیه به ملاقات بعدی موکول شد؛ ملاقاتی که هرگز اتفاق نیفتاد، چون طالبان قدرت را به‌دست گرفتند. 

رقیه در مصاحبه با زن‌تایمز می‌گوید، با متوقف شدن فعالیت ریاست امور زنان پروندۀ طلاق او هم بی‌نتیجه ماند. او با وجود اینکه وقتی درخواست طلاق می‌داد، با برادرش زندگی می‌کرد، ولی از سوی برادرش هم مورد تحقیر و توهین قرار می‌گرفت و در نهایت برادرش از او خواست که خانه‌اش را ترک کند. رقیه وقتی خانۀ برادرش را ترک کرد، مجبور شد  دوباره  به خانۀ شوهر خود برگردد، این بار اما شوهرش دو برابر سابق او را شکنجه می‌کرد. به گونه‌ای که در نتیجۀ لت‌و‌کوب دستش شکست، اما نمی‌توانست بدون اجازۀ شوهرش به داکتر و شفاخانه مراجعه کند: «دستم از شدت درد تکان نمی‌خورد. شوهرم گفت تو با درخواست طلاق مرا نزد برادرانم و زنم کم آوردي، همی جزایت باشد.» 

بعد از سپري شدن دو هفته مادر شوهر رقیه او را نزد شکسته‌بند برد و با دوای خانگی مداوایش کرد. با وجودی که دست رقیه بهبود یافت، ولی استخوان دستش کج است و با آن نمی‌تواند چیزی را بردارد. 

در بیست سال گذشته، زنان به حقوق نسبی در جامعه دست یافته بودند و نهادهایی قانونی و حقوقی برای محافظت و حمایت از آنها در نظر گرفته شده بود، چیزی که به شماری از زنان،‌ از جمله رقیه، راه نجات از شکنجه و خشونت خانگی بود. اما با قدرت‌گیری دوبارۀ طالبان، بسیاری از این زنان با خطر تهدید و مرگ مواجه‌اند. 

قبل از تسلط دوبارۀ گروه طالبان، سیستم قانونی و برخی نهادها از قربانیان خشونت، مانند رقیه، حمایت می‌کردند؛ این راهی بود برای رهایی از شکنجه و خشونت خانگی. اکنون نه راه گریزی وجود دارد و نه مرجعی که زنان بتوانند از آن کمک بخواهند. واشنگتن‌پست در تاریخ ‌۱۳ حوت ۱۴۰۱ گزارش داد که زنان اکنون می‌ترسند طلاق‌هایی که، بدون حضور شوهران‌شان در دادگاه‌ها، ‌دریافت کرده‌اند، دیگر معتبر نباشد؛ زیرا با قرائت خشن طالبان از قوانین اسلامی مطابقت ندارد. این گزارش بیان می‌کند که چگونه برخی از افرادی که در دولت قبلی به طلاق‌هایِ به‌اصطلاح «یک‌طرفه» دست یافته بودند‌، اکنون توسط شوهران سابق و سایر اعضای خانوادۀشان تهدید می‌شوند. طلاق‌هایی که اغلب ‌به دلیل معتاد بودن یا بدرفتاری شوهران‌ آنها رخ می‌دادند. 

شهرزاد اکبر، رئیس پیشین کمیسیون مستقل حقوق بشر در افغانستان در گفتگو با زن‌تایمز می‌گوید، زنان افغانی که در خانواده با خشونت مواجه می‌شوند، با ‌بحران کامل روبه‌رو می‌شوند، زیرا از وقتی که طالبان فعالیت‌های کمیسیون مستقل حقوق بشر و وزارت امور زنان در این کشور را متوقف کردند، هیچ نهادی به‌طور قانوني و رسمي نمی‌تواند‌ برای دادخواهي و حمایت از زنان خشونت‌دیده در افغانستان فعالیت کند: »بعضی از نهاد‌های کوچک وجود داشتند‌ که برای زنان خشونت‌دیده خدمات اجتماعی و روان‌درماني ارائه می‌کردند، ولی از وقتی که طالبان کار زنان را در مؤسسات ممنوع کرده‌اند، ممکن ‌است‌ این خدمات هم کاهش یافته باشد، چون این نهاد‌ها از سوی زنان برای زنان ساخته شده بود‌ند‌.» 

پریسا، ۳۱ ساله، زن‌ دیگری است که وقتی هنوز ۱۳ ساله بود، مجبور به ازدواج با یک مرد متأهل شد که پنج فرزند داشت. خانوادۀ شوهرش از پریسا می‌خواست که پسر به دنیا بیاورد.  

اکنون  پریسا مادر سه دختر است، اما شوهر و اعضای خانوادۀ شوهرش او را به‌خاطر اینکه دختر به دنیا می‌آورد، مورد لت‌و‌کوب قرار می‌دهند: «مرا با مُشت و لگد می‌زنند، به‌حدی که توان نگهداري از دخترانم در وجودم نمی‌ماند.» 

او می‌گوید، هیچ مرجعی نیست که صدایش را بشنود و از این وضعیت نجاتش دهد: «سابق خورد بودم، نمی‌توانستم، ولی فعلاً که می‌خواهم شکایت کنم و از این زندگي نجات پیدا کنم، هیچ کسی نیست صدایم را بشنود، تا کی به این حالت ادامه بدهم؟» 

یادآوریها:  

۱. به‌منظور حفظ هویت و امنیت مصاحبه‌شوندگان، در این گزارش از نام‌های مستعار استفاده شده است. 

۲. در تهیۀ این گزارش ثنا عاطف، عطیه فرآذر، مهسا الهام و مهتاب صافی نیز همکاری کرده‌اند. 

گزارش : زن تایمز

8 مارچ 2023

اوچا: محدودیت‌ها بر حقوق زنان، روند توسعه را کُند می‌کند

آها

15 حوت 1401

دفتر هماهنگ‌کننده‌ی کمک‌های بشردوستانه‌ی سازمان ملل متحد در افغانستان(اوچا) می‌گوید که محدودیت‌ها بر مشارکت زنان در زندگی و اجتماع، باعث کُند شدن روند توسعه در کشور می‌شود.

هماهنگ‌کننده‌ی کمک‌های بشردوستانه‌ی سازمان ملل امروز(دوشنبه، ۱۵ حوت) در توییتی بار دیگر محدودیت‌ها بر حقوق زنان و دختران در افغانستان از سوی طالبان را نکوهش کرده است.

اوچا گفته است که این محدودیت‌ها توانایی نهادهای بشردوستانه برای رسیدگی به ۵۰ درصد جمعیت کشور را کاهش می‌دهد.

اوچا تاکید کرده که زنان سرپرست خانواده بیش‌ترین خسارات اقتصادی ناشی از این محدودیت‌ها را متحمل می‌شوند.

این سازمان افزوده است که با وضع این محدودیت‌ها، سطح درآمد زنان پایین آمده و بسیاری از خانواده‌های کشور را با چالش‌های اقتصادی مواجه کرده است.

این درحالی است که طالبان حدود سه ماه قبل، طی فرمانی زنان را از کار در نهادهای غیر دولتی داخلی و خارجی منع کردند.

این اقدام طالبان با واکنش‌های تند داخلی و خارجی مواجه شد؛ اما طالبان با وجود این واکنش‌ها به این اقدام زن‌ستیزانه پافشاری کردند.

علاوه بر این، شماری از نهادهای امدادرسان از جمله سازمان حفاظت از کودکان، شورای پناهندگان ناروی و موسسه‌ی خیریه‌ی پاملرنه، فعالیت‌های امدادی خود در افغانستان را تا لغو ممنوعیت زنان از کار توسط طالبان، متوقف کردند.

شمار دیگری از نهادهای بشردوستانه نیز فعالیت‌های خود در کشور را تا ۸۰ درصد کاهش داده‌اند.

از سوی دیگر، در اثر قحطی و تغییرات آب‌وهوایی، شهروندان کشور خسارات مالی زیادی را متحمل شدند.

با این وجود، آگاهان بر این باور اند که کاهش کمک‌های بشردوستانه، باعث تشدید ناامنی غذایی در کشور خواهد شد و خشونت‌های خانگی، به‌ویژه خشونت علیه زنان و کودکان نیز افزایش پیدا خواهد کرد.

گزارش:رسانه رخشانه

یک دختر دانشجوی افغان در ایالت گجرات هند٬ برندهٔ مدال طلا از سوی پوهنتون ویر نرماد گجرات و دولت هند شده‌است.

تصویر 2023 03 08 12 37 23

17 حوت 1401

خانم راضیه مرادی که در سال ۲۰۲۰ از طریق بورسیه تحصیلی به هند آمده به عنوان دانشجوی برتر برنده این مدال شناخته شده‌است.

راضیه مرادی دانشجوی افغان در هند است که اخیراً برنده مدال طلا از سوی دولت هند و پوهنتون ویر نارماد در ایالت گجرات این کشور شده‌است.
او که از طریق بورسیه رقابتی دولتی در سال ۲۰۲۰ برای ادامه تحصیلاتش در رشته اداره عامه به هند آمده، همزمان با فراغت از مقطع ماستری به دلیل داشتن نمرات بلند و فعالیت‌هایش در پوهنتون مورد تقدیر قرار گرفته است.

راضیه مرادی می‌گوید: "در سال ۲۰۲۲ از پوهنتون ویر نرماد جنوب گجرات با اخذ بلند ترین نمره دربین تمام محصلین فارغ شدم و از سوی پوهنتون و دولت هند مستحق مدال طلا شناخته شدم و این جایزه در ۶ مارچ برایم اهدا شد."

راضیه مرادی که با تازگی مقطع دکتورا را در پوهنتنون ویر نرماد ایالت گجرات آغاز کرده و مصروف تحقیق در بخش اداره عامه است، می‌گوید که آرزو دارد تا دختران در افغانستان به تحصیلات‌شان ادامه داده بتواند تا وضعیت مردم و کشور تغییر کند.

خانم مرادی می‌گوید که به‌عنوان یک دانشجو آرزو دارد از طریق تحصیلاتش به جامعه افغانستان خدمت کند.

"امیدوار هستم که وطن ما آرام شود، به وطن صلح بیاید و ما بتوانیم برگردیم و مصدر خدمت برای جامعه و مردم خود و مخصوصاً زنان شویم."

این درحالی‌ست که زنان افغانستان در کشور های مختلف این روز ها به دلیل فعالیت‌های مدنی، تحصیلی و بشری‌شان مورد تقدیر قرار می‌گیرند.
قرار است ذاکره حکمت بانوی فعال افغان و رئیس یک مؤسسه خیره جایزه شجاعت را از سوی وزارت خارجه ایالات متحده دریافت کند.

وزرات خارجه امریکا اعلام کرده که خانم حکمت در میان ۱۱ برنده جایزه شجاعت شناخته شده که طی مراسمی امروز هشتم مارچ از سوی انتونی بلینکن وزیر خارجه و جیل بایدن بانوی نخست ایالات متحده اهدا برایش خواهد شد.

گفته می‌شود خانم حکمت برای فعالیت‌هایش در بخش زنان و مهاجران این جایزه را دریافت می‌کند.
تا اکنون ۱۳ زن از افغانستان در سال‌های گذشته جایزهٔ شجاعت زنان را از سوی وزارت خارجهٔ ایالات متحده دریافت کرده اند.

گزارش : رادیو آزادی

کتاب‌خانه ویژه زنان به ابتکار یک زن و کمک مالی یک موسسه در بامیان گشایش یافت

photo 2023 02 01 05 24 50

کتاب‌خانه ویژه زنان زیر نام «کاج» به ابتکار یک زن و کمک مالی یک موسسه در ولایت بامیان گشایش یافته است.
نیک‌بخت ثنا، طراح این کتاب‌خانه، روز چهارشنبه، ۱۲ دلو، می‌گوید که این کتاب‌خانه با هزینه ۱۵۰ هزار افغانی به همکاری موسسه «برک» در بامیان گشایش یافته است.
او می‌افزاید که کتاب‌خانه کاج دارای ۵۰۰ تا ۶۰۰ جلد کتاب در بخش‌های فلسفه، روان‌شناسی، جامعه‌شناسی، ادبیات، انگیزشی و کتاب‌های دیگر می‌باشد.
به گفته او، این کتاب‌خانه ویژه‌ زنان بوده و به هدف ترویج فرهنگ کتاب‌خوانی در میان زنان ایجاد شده است.
بانو ثنا افزوده است: «مردان هم با خریدن و به امانت گرفتن کتاب می‌توانند از این کتاب‌خانه استفاده کنند، اما نمی‌توانند از فضای کتاب‌خانه برای مطالعه استفاده کنند.»
کتاب‌خانه کاج در حالی به ابتکار یک دختر خانم، ویژه زنان در بامیان ایجاد شده است که طالبان با صدور دست‌کم ۱۶ فرمان، محدودیت‌های شدیدی علیه زنان وضع کرده‌اند.
علاوه بر آن، این گروه دختران و زنان را از تعلیم، تحصیل و کار در موسسه‌های داخلی و خارجی نیز منع کرده‌اند.

اولین کلینیک دندان پزشکی مخصوص بانوان در فیروزکوه مرکز غور افتتاح شد

صبح امروز اولین کلینیک دندان پزشکی مخصوص بانوان با حضور داشت نماینده مقام ولایت، مسئولان صحی غور در سطح شهر فیروزکوه افتتاح گردید.
لطیفه غفوری مسئول این کلینیک گفت، از آن‌جای که غور یک ولایت دور افتاده و کمتر توسعه یافته بوده او را واداشت تا رشته دندان پزشکی را انتخاب کند و مدت شش سال را در پوهنحی پروتیز دندان پوهنتون کابل تحصیل کند و امروزه برای اولین بار این کلینیک بخش دندان مخصوص خانم‌ها را در مرکز غور ایجاد کند.
بانو غفوری همچنان گفت، که در حال حاضر که هیچ کلینیک زنانه وجود ندارد، که بانوان جهت تداوی به آن مراجعه کنند و این درمانگاه دندان پزشکی می‌تواند یک اندازه از مشکلات بانوان این ولایت را برطرف کند

عبدالوکیل مرادیان نماینده مقام ولایت از این اقدام بانو غفوری ستایش نموده می‌گويد، که رهبری مقام ولایت از این ابتکار خانم غفوری تقدیر می‌کند که برای رفع مشکلات خانم‌های این ولایت دست به چنین اقدام بی پیشینه زده است.

  • 1
  • 2

            logo radio                                 Facebook                         don2

شرکای ما


part1part2part3part4part5part6part7part9